ابوریحان بیرونی در فصل نهم از کتاب «آثارالباقیه» روایت عجیبی را به نقل از «ابوسعید سجزی (مهندس سیستانی و نخستین واضع نظریه خورشید مرکزی و گردش زمین به دور آن) » بازگو می‌کند که به‌رغم غرابت، شواهدی از پیشینه کهن‌تر آن در فرهنگ ایران در دست است.

بیرونی ضمن نقل حرکت مردی با ریش بلند که گِل قرمز به همراه داشته و مرد دیگرِ کوسه رو و خرسوار در گذرهای شهر شیراز، می‌گوید که "این روز «اَبسال وهار» نامیده می‌شود و پادشاهان کیانی آنرا «بهار جشن» می‌نامیده‌اند". بیرونی همچنین نقل می‌کند که "در آغاز این روز، «جرشانجره» ظهور می‌کند. آنان روباهان پرنده (در متن اصلی: «ثعالبٌ طیّارة») از زمان پادشاهان کیانی (که ملک آنان را سیستان می دانستند) هستند و خوشبختی آن روزگاران و شادابی زمان آنان به وجود این روبهان بود. آنگاه که اینان منقرض شدند، آنان نیز منقرض شدند".

بیرونی در ادامه گوید: "شاید شنونده از نقل روباهان پرنده در شگفت شود، اما شخصی که برای من موثق است، یعنی ابوالقاسم علی بن احمد طاهری خبر آورده که فرماندار اسبیجاب در سال 379 برای نوح بن منصور- صاحب خراسان (منظور پادشاه سامانی) روباهی فرستاد که بال‌هایی بر پهلوی خود داشت. وقتی کسی به او نزدیک می‌شد، بال‌هایش را می‌گشود و وقتی دور می‌شد، بال‌ها را جمع می‌کرد. او گفت که از دیدار این روباه که در قفس بود، متبرک شده است."

 

نگاره‌ای شبیه روباه بالدار بر جامه شاه، سنگ‌نگاره ساسانیِ تاق بستان

 

ابریق ساسانی با نگاره‌ای شبیه روباه بالدار

در اینجا نگارنده آهنگ آنرا ندارد تا روباه بالدار را با حیوانی واقعی انطباق دهد، اما میل دارد تا آنرا با حیوانی که به نام سنجاب بالدار (Flying Squirrel) شناخته می‌شود و امروزه در محیط‌های جنگلی آمریکای شمالی و اروپای شمالی و به ویژه جنگل‌های «استرو وِسنی» در فنلاند و دیگر کشورهای حوزه بالتیک به میزان بسیار اندک و تقریباً ناشناخته، دیده می‌شود، مقایسه کند.

سنجاب پرنده، عکس از دایره‌المعارف بریتانیکا



سنجاب پرنده، جانوری است از خانواده روباه‌ها و مانند روباه، دم بزرگ و کلفتی دارد. سنجاب پرنده از دور کاملاً شبیه روباه است و چشمانی بزرگ و سیاه‌رنگ و پوستی خاکستری رنگ دارد. این حیوان جانوری شب‌رو و شب‌گرد است اما برخلاف روباه که او هم به شکار شبانه می‌پردازد، گیاهخوار و میوه‌خوار است. آنان روزها را در سوراخ‌هایی که دارکوب‌ها ساخته‌اند و اینان اشغالش کرده‌اند، می‌خوابند و هنگام غروب از لانه بیرون می‌آیند.

سنجاب‌های پرنده دارای خواب زمستانی هستند و وابستگی زیادی به جنگل دارند و بدون آن قادر به ادامه حیات نیستند. به همین خاطر، با از میان رفتن جنگل‌ها در سده‌ها و دهه‌های گذشته، بشدت از جمعیت آنان کاسته شده است.

پرسش اینجاست که آیا ممکن است با توجه به شباهت ظاهری که سنجاب‌های پرنده با روایت‌های منسوب به روباه بالدار دارند؛ و نیز با توجه به اینکه این سنجاب‌ها در اواخر زمستان از خواب زمستانی بر‌می‌خیزند و بیرونی نیز آورده است که آنان «در آغاز روز بهار جشن، ظهور می‌کنند»؛ و نیز با توجه به وابستگی سنجاب‌های پرنده به جنگل و نابودشدن جنگل‌ها و اقلیم سبز ایران در هزاره‌های گذشته؛ می‌توان احتمال داد که منظور از روباه بالدار همین سنجاب‌های پرنده بوده باشند که در دوران فزایندگی رطوبت و گسترش جنگل‌ها در سرزمین‌های ایرانی وجود داشته‌ و با هجوم خشکسالی و از میان رفتن جنگل‌ها، نسل آنان منقرض شده باشد؟

آیا ممکن است دلیل «باشگون و متبرک» دانستن دیدار روباه بالدار در باورهای ایرانی (در باور های عامیانه مردم سیستان، ذکر کردیم که : اگر هنگام سفر روباهی را ببینند و این روباه درنگ کند و صورت خود را به مسافر نشان دهد، این سفر را خوش یمن می دانند) ، امکان دیده شدن آنان پس از خواب زمستانی و در نزدیکی نوروز و فصل بهار بوده باشد و پیام‌آور پایان فصل سرما و هنگام «آبسالان/ آبشاران» (آب‌شدن یخ‌ها) بوده باشند؟

 

از : رضا مرادی غیاث آبادی

مطالب با این رنگ، توسط نگارنده اضافه شده اند .


متن اصلی مقاله را می توانید از اینجا یا اینجا نیز دریافت کنید .