یادداشت تکان دهنده گری لوئیس (نماینده سازمان‌ملل) در مرگ دریاچه‌ هامون


ما نمی خواهیم آخرین نسلی باشیم که در اینجا زندگی می کنیم...


گری لوئیس، هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران


مرد سیستانی می گفت: "فرشتگان بر دستان کسانی که به ما کمک کنند، بوسه خواهند زد."

چهره رنگ پریده این ماهیگیر حکایت از روزگار و احوال ناخوش او می کند، پوست آفتاب سوخته و چرم مانندش گویای سال ها سختی و ناملایمات است و چشمانش نشانی از اشک های فروخورده اش دارد. حسرت زمانی را می خورد که روزگار تاحدی به کامش بود و از ایامی می گفت که دریاچه ها پر از آب و ماهی بودند، فرزندانش شاد و زندگی بر وفق مراد بود.

گفته هایش به قدری تکان دهنده بود که فراموش کردم نامش را بپرسم. می خواست حرف هایش را بشنوم و بعد دنیا را در جریان شرایط ناگوار فقیرترین و نامساعدترین منطقه ایران یعنی تالاب های هامون سیستان قرار دهم.

امروز "تالاب" دیگر واژه ای درست برای هامون نیست. زیرا اینجا حالا زمینی خشک و تفتیده است. اشتغال سودآور اندک است و بیش از نیمی از ساکنان با کمک های کمیته امداد امام خمینی زندگی می کنند.

کار بیشتر آنان ماهیگیری است - یا بود. حالا تقریبا همگی بی کارند و در ویرانه های روستاهای متروکی زندگی می کنند که در حاشیه رودخانه هایی ساخته شده بودند که روزگاری پرآب و شکوفا بودند. باد در اسکله های پرسروصدا، بازارهای خالی از ماهی و قایق های شکسته ای می پیچد، که همه جا پخش شده است.

هامون ها از سه ناحیه تالابی بزرگ به وسعت 5 هزار و 660 کیلومتر مربع تشکیل شده اند. دوسوم این تالاب ها در ایران قرار دارند و آب رودخانه هلمند افغانستان آن ها را به هم ربط داده و تغذیه می کند. بیشتر این ناحیه تا بیست سال پیش سرسبز و گونه های گیاهی و جانوری در آنجا فراوان و دریاچه پر از ماهی بود. مجموع صید سالانه از 12هزار تن فراتر می رفت و ماهیگیران ماهی هایی بیست کیلوگرمی صید می کردند. تالاب ها آب کشاورزان و رمه های گاومیش و امکانات معاش هزاران خانواده را تامین می کردند.

اما ایجاد سدها و کانال ها در افغانستان آب رودخانه را برای کشاورزی در استان های فقیرنشین قندهار، هلمند و نیمروز منحرف کرد و میزان آب دریاچه ها کاهش یافت. و بعد ایجاد چهار مخزن در داخل خود ایران به انحراف بیشتر آب از مسیر طبیعی آن منجر شد.

من از سه روستای؛ تخت دولت، ادیمی و کوه خواجه دیدن و با بسیاری از ساکنان آن ها صحبت کردم. مردم از بی آبی ناراحت بودند و از دولت و سازمان ملل کمک می خواستند. مردم سیستان احساس می کنند برای کمک به آنان هیچ کاری - جز پرداخت کمک های نقدی - انجام نمی شود. آنان می خواهند کار کنند.

خانم سالمندی که دست دو نوه خردسالش را گرفته بود، می گفت "ما برای بقای خود مبارزه می کنیم." و در حالی که به چهره محزون و موهای خاک آلود یکی از نوه های پنج ساله اش اشاره می کرد، گفت "دخترک دارد می میرد. ما نمی خواهیم آخرین نسلی باشیم که در اینجا زندگی می کنیم."

حدود 400 هزار نفر در ناحیه سیستان زندگی می کنند که تعداد زیادی از آنان در زیر خط فقر قرار دارند. کمک نقدی که از دولت یا کمیته امداد امام خمینی دریافت می کنند به زحمت از 20 دلار در ماه فراتر می رود. مردی می گفت: "ما صیادیم و زمین برای کشاورزی نداریم. یعنی اگر ماهی نباشد زندگی هم نیست."

این فاجعه زیست محیطی هزاران نفر را وادار به ترک منطقه کرده است. به گفته منابع دولتی تنها در 2012 حدود 5 هزار خانواده منطقه را ترک کرده اند. در مجموع 600 هزار نفر از اینجا بیرون رفته اند. بیشتر آنان با طی مسیری دوهزار کیلومتری به استان گلستان در شمال ایران رفته اند تا زندگی تازه ای آغاز کنند، دیگران درهمه جای ایران پراکنده شده اند. آنان که مانده اند هرسال فقیرتر می شوند.

آنچه حیرت آور است سرعت پیشرفت این فاجعه ساخته دست انسان است. طی تنها 20 سال امکانات معاش مردم نابود شده است. بادهای شرقی که زمانی با وزیدن روی دریاچه عامل تهویه طبیعی هوا بودند حالا فقط توفان های شن به بار می آورند و روزهای متوالی باعث تیرگی هوا می شوند و توفان شن را به افغانستان و حتی دورتر یعنی تا پاکستان می برند.

به نظر می رسد بیشتر ایرانیان اطلاع چندانی از رنج مردمی ندارند که در هامون های سیستان زندگی می کنند. در مقایسه، فاجعه زیست محیطی نمادین تری در ایران یعنی مرگ آرام دریاچه ارومیه از توجه شدید رسانه ای و سیاسی برخوردار است. اما وقتی اخیرا به دریاچه ارومیه سفر کردم، با نا امیدی شدید و یاس و درماندگی فراوانی مواجه نشدم که در هامون های سیستان شاهد بودم.

این مشکل احتمالا تنها در صورت تحقق دو رویداد کلیدی حل خواهد شد؛نخست، افغانستان و ایران باید مشترکا درباره مسیر اقدام برای تقسیم عادلانه آبی که قرن ها بین خود تقسیم می کرده اند به توافق برسند. دویست سال پیش مرزی در کار نبود. آنچه در آن زمان اهمیت داشت جامعه ها و خانواده ها بود که فرهنگ و زبانی مشترک داشتند و یافتن راه حل آسان تر بود.

دوم، لازم است خود ایرانیان آب اندکی را که به ایران می رسد بهتر تقسیم کنند. درحال حاضر بیشتر آب برای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی به شبکه مخزن چاه نیمه عمیق منحرف می شود. در حالی که هنوز می توان اجازه داد بیشتر این آب به طور طبیعی به هامون ها جریان یابد و باعث احیای آن ها و ادامه زندگی جوامع محلی شود.

ایرانیان و جامعه بین المللی باید نسبت به این فاجعه واکنش نشان دهند. و باید هم اکنون چنین کنند. حامیان لازم است کار با ساکنان هامون ها را شروع کنند و به احیای روش زندگی آنان یاری رسانند.

اجازه دهید در آن هنگام فرشتگان تصمیم بگیرند مرحمت خود را چگونه و در کجا ارزانی دارند.


منبع


«دمی و سایه گزی به از جهان دیگری» سروده ای از ماشاالله خلیلی


شب چوستاره می شوم گوشه آسمان تو

من و کویر و «کًر گزی»، تو آسمان دیگری


به کوه و دشت زابلت، نشسته ایی به انتظار

تمام عمرتان چه شد، مگر مکان دیگری


قله به قله چون عقاب، من و هوای پر زدن

قفس قفس پریده ام به کهکشان دیگری


نی و نوایتان چه شد، صدای ساز و صد دهل

گله به گله میرسد، شب و شبان دیگری


چو نای تلخ توتنی به خاک و گل نشسته بود

به دشت بی پرنده ام پر و پران دیگری


من به عطش نشسته ام بر لب کوه خواجه ام

هزاره دوباره ایی و دختران دیگری


تو آن طرف نشسته ایی به تخت و بخت شهر خود

من به کران رسیده ام، تو بر کران دیگری


کجا رسد به گوش من صدای «چور» و «نی برک»

«کپور» زنده ایی شوم، چو ماهیان دیگری


به کوچ می سپاریم بدون آب و دانه ایی

که خوابمان نمی برد به آشیان دیگری


بگو به دشمنان من که رستمانه آمدم

دو چشمتان نشانه گز و کمان دیگری


هزار تاج و تخت اگر که رایگان به ما دهند

دمی و سایه گزی به از جهان دیگری


                                                                                  ماشالله خلیلی



عکس نوشته به زبان سیستانی (6)



سیستونه چکار شه؟

(چه بر سیستان آمد؟)


مذاکره با همسایگان برای نجات هامون




به گزارش خبرنگار مهر، رحیم میدانی با اعلام اینکه طبق دستور رئیس جمهور کارگروه نجات دریاچه ارومیه درباره دریاچه هامون نیز چاره اندیشی خواهد کرد گفت: دریاچه هامون جزو ذخایر زیست کره ای کشور محسوب می شود.

معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا با تاکید بر لزوم پیگیری حقابه ایران از رودخانه مرزی هیرمند برای نجات دریاچه هامون از خشکی همیشگی اظهارداشت: در حوضه هیرمند بحث حقابه ها مطرح است و هم اکنون در حال پیگیری حقابه هیرمند از همسایگان کشور هستیم تا به تعهدات خود در این زمینه پایبند باشند.



هامون من مرکز شادی های جهان بود: شرحی بر «نماهنگ عطش» به قلم «پیام سیستانی»



عکس: سیستان آنلاین

دانلود نماهنگ عطش از اینجا

(کاری از تالار گفتمان سیستانیان؛ آبادگران فرهنگ و خاک سیستان)


نماهنگ ارزشمند عطش را دیدم و شنیدم . راستش باور کردن این که روزی می بایست در سوگ دریاچه ای که کودکی و خاطراتم در آن زاده شدند و هنوز عطر گیسوانش در من است، گریست و آه کشید نه برایم پذیرفتنی ست و نه باور کردنی . چگونه می توان مرگ یکی از کهن ترین بستر های اسطوره های شرق را باور کرد ؟ چگونه می توان باور کرد که آن همه رویا و خاطره یکجا دفن شود .. نه . دستکم باورش برای من دشوار است .

برای من که در جای جای آن خاطره دارم و هر شب در جای جای آن می نشینم و رویا می بافم و شعر می گویم و بعد هم دلم می خواهد آن ها را به دست باد بدهم تا در ریگستان ها بپاشند . اصلا خیال همه را آسوده کنم من هیچ مرگی را باور ندارم برای همین است که رویاهایم تلخ و سوگی نیست . برای همین است که شعرهایم کسی را به گریه نمی اندازند . برای همین است لباس تمامی درختان گزی که در شعرهایم می رقصند یا سبز است یا قرمز .

من بسیار کم آبی هامون را دیده و شنیده ام اما مرگش را نه از کسی شنیده ام و نه حتی اگر بشنوم باور خواهم کرد . چگونه می توان تا زمانی که نام فرزندم هامون است من از سوگ هامون سخن بگویم و در سوگش شعر بسرایم و سیاه بپوشم ؟ مرگ هامون را باور ندارم همچنان که مرگ زبان سیستانی را .

سال هاست می گویند که زبان سیستانی مرده است اما تا زمانی یک تن در گوشه ای از این جهان با این زبان رویا می بافد و شعر می سراید این زبان زنده است . داستان من و هامون هم اینچنین است . هامون کم جان، کم تپش و ناخوش می شود اما هرگز نمی میرد چون اگر بمیرد پس تکلیف شعرها و رویاهای من چه می شود؟ جواب این همه خاطره ی زنده ی مرا چه کسی می دهد ؟ جواب کوه خواجه، گزها ، ریگ ها و بادهای صد و بیست روزه ای که هر روزه به دیدارش می آیندد را چه کسی می دهد ؟ اصلا مگر می توان به لورگ باغ از مرگ هامون چیزی گفت .

لورگ باغ هنوز در کنار هامون پهلو زده است و برای روز مبادا شعر می گوید . نه... باور کنید که حتی اگر تمامی مردم جهان هم از مرگ هامون سخن بگویند، من نه مرگ هامون را باور می کنم و نه حاضرم سوگ سرودی بسرایم . هامون من مرکز شادی های جهان بود .

منبع


گزارش فیس بوکی معصومه ابتکار در خصوص بازدید از سیستان (ششم دی)


الان از فرودگاه رسيدم منزل ساعت ١/٣٠ بامداد است. ديدم يك تكه از نان و نمك سيستان كه در فرودگاه زابل صبح به رسم مهمان نوازي مردم سرافراز آنجا تعارف كرده بودند، در جيبم جا مانده.

مردم رنج كشيده ولي صبور سيستان الان سال هاست كه خشكسالي و فقدان مديريت جامع آب و زيست بوم آنها را دچار سختي فراوان كرده. علاوه بر بازديد هوايي به اتفاق وزير نيرو جلسه اي در زابل براي احياي تالاب بين المللي هامون برگزار كرديم كه در ٤ سطح محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي برنامه ريزي مي شود.

جلسه بزرگي با مردم و دانشگاهيان زابل داشتيم... مردم سيستان بسيار زيبا شعر مي گويند.

خلاصه مطلب اینکه از سفر ما كه حدود ٢٠ ساعت به طول انجاميد زياد است، ولي مردم خوب سيستان با ذكاوت مثال زدني خود، امروز ما را نمك گير كردند...
92/10/6

گزارش فیس بوکی معصومه ابتکار در خصوص هامون (چهارم دی)


از موضوعات مهم مورد بحث در جلسات بلند پايه دیروز آقاي كرزاي در تهران تامين حق آبه تالاب بين المللي هامون و احياي هيرمند بود. اين موضوع مورد توجه آقاي رئیس جمهور قرار داشت و احياي هيرمند و تامين حق آبه تالاب هامون از طرف آقاي كرزي نيز مورد تاييد قرار گرفت. اميدوارم شاهد بازگشت آب و احياي هامون باشيم.

92/10/4



دانلود «قضیه سیستان» نوشته ارزشمند «جرج کرزن» انگلیسی.


جرج کرزن (George N. Curzon) زاده 1859 میلادی، سیاح، ایران شناس و از رجال سیاسی برجسته بریتانیا در قرن نوزدهم می باشد.



مجموعه مقالات کرزن که در حقیقت حاصل جهانگردی های وی در خاور دور و خاور میانه می باشد در روزنامه تایمز لندن انتشار می یافت و همین مقالات بعدها تحت عنوان کتاب «پارس و قضیه پارس (Persia and the Persian Question)» به زیر چاپ رفت. فصل نهم از کتاب مزبور تحت عنوان «قضیه سیستان (THE SEISTAN QUESTION)» به طور اختصاصی به شرح یافته های این سیاح اروپایی در خصوص وضعیت ژئوپولیتیک سیستان و بررسی مشاهدات سیستان شناختی دیگر سیاحان اروپایی در اواخر قرن نوزدهم می پردازد.


جهت دانلود متن مزبور به زبان انگلیسی اینجا یا اینجا را کلیک کنید. 



برای سیستان خشکیده ...



تشبيه كهنه‌ای است؛ اما چه بگويم كه مدادپاك كن برداشته‌اند و به جان نقشه‌ی جهان افتاده‌اند؛ ابتدا سابوری را پاك كردند و بعد هم به فاصله‌ی اندكی هلمند را؛ و اينك به جان تمامی ملك نيمروز افتاده‌اند!

غافل كه مدادهای سرخ و سبز و آبی هنوز نمرده‌اند؛

به دست‌های كودكان داده‌ايم؛ فراوان؛ و آن‌ها- مي‌دانيد كه- بلد نيستند مرزها را رعايت كنند؛ كودكند ديگر!



غلامرضا عمرانی؛

مؤلّف مجموعه کتب گویش سیستان.


عکس: همبستگی ملّی برای نجات دریاچه هامون


همه ایران دریاچه ارومیه نیست / هامون که رفت زندگی مردم نیز خشکید.



صدها روستا در محاصره شن/ افزایش گرد و غبار به 20 برابر حد استاندارد رسید

در حالی نگاهها به دریاچه شور ارومیه و اکوسیستم طبیعی آن ختم شده که هامون با آب شیرین که زندگی هزاران نفر از ساکنان سیستان به آن وابسته است به بیابانی مملو از شنهای روان تبدیل شده و زندگی مردم را می بلعد وزش توفان و افزایش گرد و غبار تا 20 برابر حد استاندارد طی دو روز گذشته بار دیگر نفس را در سینه ساکنان سیستان حبس کرد و بیش از 100 روستا را در محاصره شن قرار داد.

به گزارش خبرنگار مهر، وزش باد شدید و توفان شن برای دومین بار متوالی در طی ماه گذشته ادارات زهک و هیرمند را به تعطیلی کشاند و موجب مدفون شدن تعداد بیش از 100 روستا و روانه ساختن صد ها نفر به مراکز بهداشتی و درمانی شد.

متاسفانه شدت وزش باد در سیستان طی دو روز گذشته به سرعت 100 کیلومتر در ساعت رسید و به دلیل محاصره روستاهای منطقه در مسیر شن های روان  بسیاری از محور های مواصلاتی روستاهای هیرمند و زهک مسدود شد.

سال ها است که توفان شن به دلیل خشک شدن دریاچه هامون و تبدیل باد های 120 روزه به بادهای 180 روزه نفس مردم را گرفته است و روزگار آنها را تیره و تار کرده است.

همزمان با آغاز هفته دولت در حالیکه در تمامی نقاط ایران اسلامی کلنگ افتتاح طرح های عمرانی بالا رفته است اما در این منطقه طبیعت تیشه به ریشه امید و زندگی مردم زده است و نفس را در سینه ساکنان سیستان حبس کرده است.


حیات مردم در خطر است

موسی بزی یکی از ساکنان شهرستان هیرمند با بیان اینکه حیات انسان ها در این منطقه به مخاطره افتاده است گفت: در خبرها شنیدیم که دولت جدید برای کمک به احیای دریاچه ارومیه کارگروه ویژه راه اندازی کرده اما تالاب هامون که حیات انسان ها به آن گره خورده است همچنان محروم مانده و هیچ سخنی از آن در میان نیست.

وی گفت: مردم به صورت زنده در حال دفن شدن هستند، مغازه ها تعطیل شده، مواد غذایی پر از خاک و شن است و شبانه روز بر سر ما خاک می ریزد.

وی تصریح کرد: شرایط ما به گونه ای است که نفس کشیدن برای ما سخت شده و تا پشت پنجره هایمان از خاک انباشته است اما اقدامی تاکنون برای رهایی ما از این وضعیت نشده است اما مردم انتظار دارند دولت جدید راه حلی جدید پیش پای آنها بگذارد.

علی عنایت یکی از ساکنان روستای زاهدان کهنه نیز در منطقه سیستان گفت: بسیاری از معابر منطقه پر از خاک شده است و هیچ ماشین آلاتی برای خاک روبی وجود ندارد.


رفت و آمد مردم از روی پشت بامها/ آقای رئیس جمهور به فریاد هامون برسید

وی ادامه داد: بسیاری از کوچه ها به دلیل انباشته شدن خاک مسدود شده است و مردم از روی پشت بام ها تردد می کنند.

وی گفت: در بسیاری از ساعات شبانه روز مردم در خانه ها محبوس هستند و در صورت فروکش کردن توفان باید روز های متوالی وقتشان را برای باز کردن راهی برای عبور زنان و کودکان صرف کنند.


هامون که رفت زندگی مردم نیز خشکید/ همه ایران دریاچه ارومیه نیست

وی که در گذشته به شغل پرورش ماهی اشتغال داشته است افزود: با قطع شدن آب و خشکسالی تمام سرمایه و اندوخته مردم این منطقه از بین رفت و تنها اقساط وام ها بر روی دستشان باقی مانده است.

وی گفت: تمام مزارع این منطقه به دلیل نبود آب از بین رفته است و خاک تمامی رودها و انهار را پر کرده است و دیگر چیزی به نام کشاورزی در این منطقه وجود ندارد.

احمد جهانتیغ نیز با بیان اینکه مردم این منطقه حتی برای نان خوردن هم در مضیقه هستند اظهار داشت: با کم شدن آب بسیاری از مردم به طرح های گلخانه ای روی آوردند اما  گلخانه ها هم به دلیل توفان و شدت باد متلاشی شد.

وی تاکید کرد: اگر دولت برای مردم و ساکنان این منطقه کاری انجام ندهد این جا وضعیت نامناسبی پیدا می کند.



بیش از 100 روستا در محاصره شن

در همین حال فرماندار شهرستان زهک از محاصره تعداد 57 روستا به دلیل حرکت شن های روان در این منطقه خبر داد و گفت: با شدت گرفتن وزش توفان و گرد و خاک در منطقه سیستان، میزان آلودگی هوا ناشی از حرکت شن های روان در شهرستان زهک به حد چشمگیری افزایش یافته است.

حبیب پیری اظهار داشت: غلظت گرد و غبار و کاهش شعاع دید در طی دو روز گذشته بسیاری از امورات روزمره مردم را مختل و ادارت دولتی را به تعطیلی کشاند.

وی با بیان اینکه تعداد دستگاه ها و ماشین آلات راهسازی در این منطقه تناسبی با حجم شن های روان ندارد اظهار داشت: با این وجود تلاش برای بازگشایی راه های مواصلاتی و کمک به مردم روستاهای منطقه ادامه دارد.

وی گفت: توفان شن موجب وارد آمدن خسارات بسیاری به جایگاه های دام،چاه های کشاورزی، زمین های زراعی و تاسیسات زیر بنایی در منطقه شده است.

پیری از ساکنان این منطقه خواست به منظور حفظ سلامتی خود به ویژه سالمندان و کودکان از تردد غیر ضروری خودداری کرده و در صورت حضور در فضای باز از ماسک استفاده کنند.

 فرماندار شهرستان مرزی هیرمند نیز با بیان اینکه وزش توفان و حرکت ماسه بادی خانه های مسکونی 30 خانوار در سه روستای این شهرستان را زیر شن های روان مدفون کرد اظهار داشت: 35 روستای شهرستان هیرمند هم اینک در مسیر حرکت ریزگردها و توفان شن قرار دارد و ساکنان این مناطق برای تردد با توجه به شدت آلودگی هوا دچار مشکلات متعدد هستند.

سلطانعلی دهمرده افزود: بر اساس داده های سامانه سنجش آلودگی هوا در بخش قرقری شهرستان مرزی هیرمند میزان غلظت ذرات معلق در هوا طی 24 ساعت گذشته در این منطقه به سه هزار و 100 میکرو گرم بر متر مکعب رسید که معادل بیش از 20 برابر حد استاندارد جهانی است

.

 

اعلام آماده باش برای نیروهای امدادی

شدت توفان در طی دو روز گذشته و محبوس شدن بسیاری از روستائیان در منطقه سیستان موجب شد تا نیروهای امدادرسانی جمعیت هلال احمراستان  به کمک حادثه دیدگان ناشی از توفان بشتابند.

مدیر عامل جمعیت هلال احمر سیستان و بلوچستان با بیان اینکه تمامی نیروهای امداد و نجات در سطح منطقه در حال آماده باش هستند اظهار داشت: به دلیل انسداد بسیاری از راه های روستایی و محاصره بیش از ده ها روستا در این منطقه جمعیت هلال احمر نسبت به تهیه و توزیع صد ها سبد غذایی در بین خانواده های گرفتار در توفان اقدام کرده است.

رسول راشکی به مهر گفت: در همین راستا نسبت به توزیع بیش از 100 سبد غذایی شامل برنج، شکر، چای، کنسرو، ماکارانی، غلات، روغن مایع، قند و پودر رختشویی دربین  آسیب دیدگان 32 روستا با جمعیت 2 هزار و 398 نفراقدام شده است.

وی بیان داشت: در حال حاضر تمامی نیروهای امدادی در منطقه به منظور کمک به هموطنان توفان زده در آماده باش کامل هستند تا در صورت انسداد راه های ارتباطی به کمک آنها بشتابند.


تالاب زندگی تهدیدی برای زندگی است

مدیر کل محیط زیست سیستان و بلوچستان با بیان اینکه تالاب هامون روزی به عنوان تالاب زندگی شهرت داشت امروز به دلیل نامهربانی های طبیعت و همچنین عدم تامین حقابه از طرف کشور افغانستان به تهدیدی برای زندگی ساکنان مردم این منطقه تبدیل شده است.

خسرو افسری در گفتگو با مهر با بیان اینکه طرح تفصیلی احیا و آسیب های این دریاچه در حال تکمیل است افزود: استمرار پدیده خشکسالی، عدم تامین حقابه، حرکت شن های روان و خشک شدن دریاچه از مهمترین علل افزایش ریزگردها در جنوب شرق ایران است.

خسرو افسری با بیان اینکه شرایط دریاچه هامون با ارومیه بسیار متفاوت است گفت: از آنجا که تالاب هامون یک تالاب زندگی برای حیات انسان ها، حیات وحش، پرندگان مهاجر  و همچنین دارای ارزش های مهمی از جمله اقتصادی و سیاسی است لذا باید  نگاه ویژه ای به آن داشت.

وی ادامه داد: در حال حاضر توفان های شن  و افزایش ذرات معلق در هوا اثرات نامطلوبی بر تمامی اکوسیستم منطقه وارد کرده است.

وی با اشاره به اینکه کاهش و توقف رشد گیاهان و همچنین بروز مشکلات تنفسی در انسان ها و جانوران از عوارض معمول توفان های شن در منطقه است افزود: میزان غلظت ذرات معلق در هوای شهرستان های زابل، زهک، هیرمند، نیمروز و هامون  در بیشتر روز های سال به چندین برابر حد استاندار می رسد و حیات انسانی و نباتات را مورد تهدید جدی قرار داده است.

وی اذعان داشت: با وجود اینکه استاندارد جهانی ریزگردها در هر مترمکعب هوا 150 میکروگرم تعیین شده است  اما آلودگی و غلظت گرد و خاک در این منطقه به بیش از هزار و 100 میکروگرم بر متر مکعب می رسد که برای سلامت ساکنان این منطقه تهدیدی جدی محسوب می شود.

افسری بیان داشت: برای نجات مردم منطقه و اجرای طرح های احیا و جلوگیری از تخریب بیشتر باید اعتبارات ویژه ای را به این منطقه اختصاص داد.

وی گفت: در حال حاضر برای احیا و زنده نگاه داشتن بخشی از تالاب هامون نسبت به حفر کانالی از افضل آباد تا کوه خواجه به منظور انتقال 60 میلیون متر مکعب آب با اعتباری بالغ بر 10 میلیارد ریال در دست اقدام است که امید می رود تا ماه آینده عملیات اجرایی این پروژه به اتمام برسد.


گزارش: معصومه شهری / خبرگزاری مهر



مبانی پزشکی سنتی سیستان (با رویکرد اسطوره شناختی بر پاتوژنیسیته باد)




+ این مقاله در پایگاه انسانشناسی و فرهنگ و همچنین پایگاه پزشکان بدون مرز نیز انتشار یافته است.



حامد صوفی    


طبابت در سیستان، سال 1902 میلادی (1).


پژوهش در خصوص پزشکی سنتی سیستان، دید تاریخی و تبارشناختی وسیعی را می طلبد؛ چه آنکه شواهد و مستندات، حکایت از پیشینه چند هزار ساله پزشکی در سیستان دارد. انجام نخستین عمل جراحی مغز در آسیا به مردمان شهر سوخته سیستان در 3200 سال پیش از میلاد مسیح نسبت داده شده است (2). پژوهش حاضر با صرف نظر از بلندای وسیع تاریخ سیستان، توجه خود را به صده اخیر معطوف نموده و به بررسی پزشکی معاصر سیستان می پردازد.

بیماری و رویکرد درمان آن در سیستان از مفهوم ویژه ای برخوردار است؛ چه آنکه همواره در پزشکی سنتی سیستان به باد بیماری بیش از خود بیماری توجه می شود و عموم را چنین عقیده می باشد که در صورت عدم انجام مراقبت های ویژه درمانی، پس از پایان یافتن دوران بیماری، باد آن در وجود فرد بافی مانده و پیامدهای خاص خود را به همراه خواهد آورد (3). پاتوژنیسیته باد در این شکل نمادین خود متوجه طیف وسیعی از بیماری ها از قبیل موارد زیر می گردد (3، 4):

1. سیاه سرفه (باد سیاه سرفه)

2. خروسک (باد ناق)

3. دیفتری (باد خناق)

4. سرخک (باد سورک)

5. سیفیلیس (باد آزاره)

6. رتیل زدگی (باد کپو)

7. اختلال اعصاب (باد سر)

8. صرع (باد زمین)

9. دردهای عضلانی و اسکلتی (باد بدن)

10. بواسیر (باد بواسیر)

بر اساس آخرین طبقه بندی بین المللی آماری بیماری ها (ICD-10) که توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) ارائه شده است، بیماری های مورد اشاره در فوق را می توان در شش دسته کلی بیماری های عفونی و انگلی، بیماری سیستم تنفسی، بیماری های سیستم عصبی، بیماری های سیستم عضلانی – اسکلتی و بافت همبند، بیماری های سیستم گردش خون و عوامل خارجی مرگ و میر و امراض جای داد (5). درمان این بیماری ها در پزشکی سنتی سیستان صورت های مختلفی به خود می گیرد. به عنوان مثال برای درمان «باد زمین»، در قسمت لبه یک سطح مرتفع، نقبی حفر می شد که یک راه آن متوجه دیوار قائم این سطح برجسته و راه دیگر آن در کف فوقانی این سطح قرار داشت؛ آنگاه فرد مصروع را سه بار و گاه تا هفت بار از زیر این نقب عبور می دادند. برای درمان «باد سیاه سرفه»، یکی از اقوام بیمار در مسیر راهی مال رو می نشست تا سوارکار رهگذری که اسب کبود می داشت از آنجا می گذشت؛ پس با صدای بلند از این سوارکار پرسیده می شد "آهای سیاه سوار، برای درمان سرفه چه چیز خوب است؟" و سوارکار نام غذا یا دارویی را می گفت و می گذشت و همان خوراکی یا دارو به فرد بیمار داده می شد. «باد ناق» و «باد خناق» را نیز با تجویز محلول غلیظی از فلفل سیاه مداوا می نمودند. این محلول غلیظ که در گویش سیستانی از آن با عنوان «دؤری (دارو)» یاد می شود، در درمان بسیاری دیگر از بیماری های عفونی و التهابی نیز بهره برده می شود (3). هم از این روست که پزشکی سنتی سیستان را می توان شاخه ای از طب کل نگر (Holistic Medicine) قلمداد نمود؛ چه آنکه بیش از هر چیز، توجه خود را معطوف به تمامیت بیمار و شرایط جسمی، روانشناختی و اجتماعی وی می دارد (6).

نگاه ویژه به باد در طب سنتی سیستان را می توان بازنموده عواملی چند دانست؛ از آن جمله می توان به شرایط جوی و بادخیز طبیعت سیستان اشاره داشت. بر طبق نظریه زبانشناختی ساپیر – وورف، بینش و دیدگاه انسان در محیط پیرامون خویش به واسطه زبان شرطی می شود. در این خصوص می توان به بازتاب محیط طبیعی زیست جامعه بر روی زبان و ساختار واژگان آن اشاره نمود؛ به عنوان نمونه در شرایطی که زبان انگلیسی تنها از دو واژه برای بیان «برف» بهره می برد، زبان اسکیمویی چندین واژه برای این منظور به کار می گیرد (7). وضعیت مشابهی را می توان در خصوص الگوی بیان «باد» در گویش سیستانی سراغ گرفت؛ واژگان سیستانی زیر، به اقسام باد و موعد ویژه هر کدام از آنها از نگاه سیستانیان اشاره می دارد (3):

1. باد 120 روزه: بادهای موسمی، از خرداد ماه تا شهریور ماه.

2. باد سور: در اردیبهشت و به موسم درو.

3. باد پنجکه (یا پنجکه کئخاگو): پنج روز پیش از نوروز.

4. باد پلپلاسی: در هفته سوم دی ماه.

5. باد لوار (یا چلّه، یا تموز): حالتی از بادهای موسمی 120 روزه به گونه ای نسیم وار و سوزاننده.

6. باد گؤکش: در ابتدای دی ماه و سخت سرد و سوزناک.

7. باد پورزالک: از نهم تا یازدهم دی ماه.

8. باد هفتم چله کوچک: در هفدهم بهمن ماه.

9. باد شش لنگ: پس از نوروز.

10. باد سیکّ: در روزهای نخستین بهار و پس از روئیدن گیاه محلی «سیکّ»

11. باد پیکّ: همزمان با جوانه زدن گیاهان درختی.

12. باد پخل نازوک: نسیم تند به وقت بهار و قادر به حمل پر کاه.

 

با در نظر گرفتن خصایل بارز باد از قبیل «انتقال و تحرک شدید»، می توان توجه ویژه به این پدیده را در طب سنتی سیستان مولود تصور نمادینی دانست که از خصایل باد می رود. به عنوان مثال، بیماری صرع می تواند القاء کننده مفهوم «تحرک شدید» باشد. همچنین بیماری سفلیس با خصیصه تنوع مناطق درگیر بدن را می توان بازنمایاننده مفهوم «انتقال» دانست. وجه نمادین باد را می توان با «هوا و دم» نیز در ارتباط دانست، هم از این روست که رویکرد مشابهی را می توان در خصوص بیماری های تنفسی دیفتری، سیاه سرفه، سرخک و خروسک اتخاذ نمود.

بررسی تطبیقی طب سنتی سیستان بیش از هر چیز ما را به طب سنتی بلوچستان و اهمیت بادها به عنوان ارواحی که از نیروی فوق بشری برخورداند، متوجه می سازد (8). گمان می رود پاره ای از اعتقادات به این ارواح خبیثه، همراه و همپا با مهاجرت سیاهان در دوران برده داری از آفریقا به بلوچستان آمده و با باورهای مردمان بومی آمیزش یافته است (9). زندگی سخت و یکنواخت ساحل نشینان جنوب ایران، شرایط مساعدی را برای بروز پریشانی های خیال و ناهنجاری های روانی فراهم می کرده است (10). گفتنی است در اندیشه غالب اقوام گذشته، بیماری تجسم پدیده ای فوق طبیعی تصور می شد و پیشینیان ریشه رنج و درد و بیماری را در ارواح شریری می جستند که به وجود آدمی راه یافته و حیات وی را تهدید می کنند. لازم به ذکر است این تصور از باد، ریشه در اعتقادات ایرانیان باستان نیز می دارد؛ در متون اوستایی و فارسی میانه زرتشتی به اتفاق، انگره مینو (مینوی بد) را عامل پیدایش بیماری دانسته اند (11). علاوه بر این از استویهاد (باد بد) با عنوان مسئول مرگ و پیری و به خصوص بندی که انسان در سراسر زندگی بر گردن دارد، یاد شده است (12).

اهمیت بنیادین باد در فرهنگ ملل، ریشه در باور دیرینه ای دارد که آن را در کنار «آب، خاک و آتش» و در ردیف «عناصر اربعه» قرار می دهد؛ ردّ پای این تصور را با اندکی اختلاف می توان از بابل، یونان و مصر باستان گرفته تا هندوستان و ژاپن باستان نیز رهگیری نمود (13). باد، جایگاهی ویژه در اسطوره های فرهنگهای گوناگون داشته و به عنوان عنصری ناپیدا، برخوردار از ذاتی پنهان و قدرتی شگفت انگیز و در غالب موارد خشونت بار، تصور می شده است (12).

باد همچنین در طب سنتی چین از نقش و مفهوم ویژه ای برخوردار است؛ چه آنکه عامل بسیاری از بیماری ها پنداشته شده و پس از نفوذ به بدن به واسطه حالت پویا و متغیر خود، تظاهرات بیمارگونه متعددی را به همراه خواهد داشت (14). نامگذاری نقاط مختلفی از بدن در طب سوزنی چین (acupuncture) بر اساس واژه چینی تسخیر باد (feng) صورت پذیرفته است (15)؛ در این خصوص می توان به نقاط فنگ چی (GB-20)، فنگ فو (GV-16)، فنگ من (BL-12) و فنگ شی (GB-31) اشاره داشت (16). توجه به طب سوزنی چین در اینجا هنگامی از حیث اهمیت دو چندان برخوردار می گردد که به نمونه های مشابهی از طب سوزنی در پزشکی سنتی سیستان نیز اشاره داشته باشیم. سیستانیان برای درمان دردهای مچ دست، زانو و ناحیه گیجگاه، متوسل به روش سوزن زنی می شوند (17). تشابه درمان های بومی سیستان با طب سنتی چین، تنها به این اینجا ختم نشده و مورد دیگری را نیز آشکار می سازد؛ شنگرف (سولفور جیوه) ماده ای می باشد که به منظور مداوای اعضای آسیب دیده بدن (من جمله در طی خوره و جذام) مشترکاً در طب سنتی سیستان و چین به کار برده می شود؛ از این ماده در چین با عنوان «سینابر» یاد می شود (17، 18).

وضعیت مشابهی را در خصوص طب سنتی ایران زمین می توان سراغ گرفت. مفهوم مزاج که وامدار اندیشه اطبای یونان باستان می باشد در طب سنتی ایران رخنه نموده و تحت تأثیر تفکرات ابوعلی سینا، به پایه و اساس رویکردهای درمانی طب سنتی ایران مبدل می گردد (19). در تعریف «مزاج» چنین آمده است: "کیفیتی است که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد (منظور عناصر اربعه می باشد) بوجود می آید. در این واکنش متقابل، بخش زیادی از یک یا چند ماده بر هم تأثیر می کنند و از این آمیزش، کیفیت مشابهی حاصل می شود که آنرا مزاج نامیده اند" (20).

در طب سنتی سیستان نیز اعتقاد بر این است که برخی بدن ها خود به خود بادخیز بوده و در بدن فرد مستعد نهفته اند (3). این عقیده به نوعی یادآور مفهوم مزاج در طب سنتی ایران بوده و نوع «گرم و تر» آن را که منتسب به باد (یا هوا) می باشد، بر می نمایاند. اندام سخت، موی سیاه، متراکم و آلوده و رنگ سرخ پوست بیانگر مزاج گرم و گوشت نرم اندام ها و موی راست و ناشکسته، از مشخصات مزاج تر می باشد (21).

بر اساس طب سنتی سیستان، مصرف گوشت بزغاله، بز و گاو، باد زا بوده و به واسطه بروز و تجلی بادهای نفهته بدن، موجبات پیدایش بیماری را فراهم می آورد (بایستی خاطرنشان ساخت که مفهوم باد در این اینجا، متفاوت از مفهوم «نفخ معده» در پزشکی مدرن می باشد)؛ مصرف گیاهانی از قبیل سیر نیز زائل کننده باد دانسته می شود (3).

با طرح مفهوم نمادین از پاتوژنیسیته باد در فرهنگ سیستانی و بررسی ریشه تاریخی آن که در واقع به دوران کهن باز می گردد و همچنین بررسی بافت ویژه طبیعت پیرامون سیستانیان، به شکل ویژه ای از طب کل نگر می رسیم که اگرچه در سراشیبی زوال گام نهاده است، با این حال همچنان بقایای آن در فرهنگ حاضر مردم سیستان قابل مشاهده می باشد.

 

منابع و مآخذ:

1. Landor AHS. Across coveted lands. New York,: C. Scribner's sons; 1903.

2. افشار (سیستانی)، ایرج. پزشکی سنتی سیستان. زابل: دانشگاه زابل، 1382، ص 29.

3. رئیس الذاکرین (دهبانی)، غلامعلی. کندو، فرهنگ مردم سیستان. مشهد: مؤلف، 1370، صص 102 تا 105.

4. محمدی خمک (سکایی سیستانی)، جواد. واژه نامه سکزی (فرهنگ لغات سیستانی)، تهران: سروش، 1379، ص 57.

5. International Statistical Classification of Diseases and Related Health Problems 10th Revision. World Health Organization. Available from: http://apps.who.int/classifications/icd10/browse/2010/en

6. American Holistic Medicine Association. 4101 Lake Boone Trail, Suite 201, Raleigh, NC 27607. Available from: http://www.holisticmedicine.org/index.html.

7. ترادیگل، پیتر. زبانشناسی اجتماعی (درامدی بر زبان و جامعه). ترجمه: محمد طباطبایی، تهران: مؤسسه انتشارات آگاه، 1376، ص 35.

8. سلطانی، سیما. بانک اطلاعاتی استان سیستان و بلوچستان. زاهدان: سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان سیستان و بلوچستان، 1383، ص 113.

9. ریاحی، علی. زار و باد و بلوچ. تهران: طهموری، 1356.

10. درویشی، محمدرضا. موسیقی و خلسه (ذکرهای گواتی بلوچستان). تهران: ماهور، 1378، ص 19.

11. صبوری هلستانی ، نرجس بانو. پزشکی به روایت متون کهن ایرانی، نشریه اطلاع رسانی و کتابداری، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 125، 1387، صص 16 تا 21.

12. فکوهی، ناصر. تحلیل سیاسی از یک اسطوره سیاسی، اسطوره «وای» در فرهنگ ایرانی و همتایان غیر ایرانی آن. نامه علوم اجتماعی، شماره 16، پائیز و زمستان 1379، صص 150 تا 156.

13. Francesca Rochberg (December 2002). "A consideration of Babylonian astronomy within the historiography of science". Studies in History and Philosophy of Science 33 (4): 661–684.

14. State Administration of Traditional Chinese Medicine, Advanced Textbook on Traditional Chinese Medicine and Pharmacology, (4 vol.) 1995–6 New World Press, Beijing.

15. Ellis A, Wiseman N, and Boss K, Grasping the Wind, 1989 Paradigm Publications, Brookline, MA.

16. Deadman P and Al-Khafaji M, A Manual of Acupuncture, 1998 Journal of Chinese Medicine Publications, Hove, England.

17. محمدی خمک (سکایی سیستانی)، جواد. تحقیق میدانی پیرامون درمان های سرزمینی سیستان.

18. کلمان، کاترین. دنیای تئو. ترجمه مهدی سمسار. تهران: نقش جهان، چاپ سوم، 1385، صص 336 و 337.

19. موسوی نسب، مسعود. بررسی مفهوم سردی و گرمی در میان گروهی از زنان شهر شیراز. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دور هفتم، شماره اول و دوم، پائیز 1370 و بهار 1371، صص 77 و 78.

20. ابوعلی سینا، شیخ الرئیس. قانون در طب. کتاب 3-1. ترجمه عبدالرحمن شرفکندی (هه ژار). چاپ دوم، تهران: انتشارات صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، 1363.

21. جرجانی، سید اسماعیل بن الحسن الحسینی. ذخیره خوارزمشاهی. جلد اول، تهران: انتشارات انجمن آثار ملی، 1351.



علی، کودک ناتوان ذهنی که در بحران بی آبی هامون شهر پر پر می شود.


مطلب زیر به نقل از پایگاه آبادگران فرهنگ و خاک سیستان می باشد :


علي ، كودك ناتوان ذهني و در عين حال فلجي است كه به سبب عدم تسلط بر دفع روزانه اش، روزانه بايد چندين بار شست و شو داده شود !
علي از هرم گرماي بالاي 50 درجه بدن نحيفش مهمان تاول هاي ناخوانده اي بود كه بي آبي هاي چند روزه به وي هديه داده بودند !
او هم با دبه اي كوچك از شير اب منزلشان تمناي اب مي نمود ...

پدر علي مي گويد : ما حاضريم براي ساعت هاي متوالي در بي آبي و گرما به سر ببريم اما چشم ديدن پرپر شدن او را با اين وضع نداريم ... .




گفتنی است ساکنان شهر علی اکبر واقع در زابل که به هامون شهر مشهور است، بیش از دو هفته در بی آبی مطلق به سر می برند.





شما هم می توانید با قلم آزادی بخش خود، انتقاد خود را از وضعیت بحرانی مردم این شهر به گوش مسئولین برسانید : اینجا را کلیک کنید.


کارگاه نقد عکس سیستان (1)




عکاس : عبدالله رضایی

دوربین: canon EOS 450D
دیافراگم: f/29  
شاتر: 1/800s
ISO: 1600
لنز: 55-18
فاصله کانونی:55mm
exposure bias: 0/7- step



ضد نور (Silhouette) زیبا و پر محتوایی است.

از منظر سمبولیسم (Symbolism)، این عکس تقابل « استقامت » (اشاره به درخت کورگز) و « تقدس » (اشاره به خورشید و سنن زرتشتی جاری در سیستان) را بر می نمایاند. کادربندی عمودی پرتره (portrait) به جای کادر بندی افقی منظره (landscape)، مفهوم استواری و استقامت المان موجود در پیش زمینه (کورگز) را به نحو مضاعفی تقویت می نماید.

سمبولیسم موجود در این عکس، مفاهیم دیگری را نیز متبادر می سازد. کورگز در سیستان به نوعی مردانگی ویژه ای را متبادر می سازد (اشاره به سنت عقد بستن دختران باکره متوفی با درخت کورگز). خورشید نیز در فرهنگ ایرانی، برخوردار از نوعی زنانگی ویژه می باشد (در اصطلاحاتی چون خورشید خانم). باد به گونه ای بر کورگز وزیده است که تو گویی کورگز را در وضعیت به آغوش کشیدن خورشید قرار داده است. شاخه های گوشه ای کورگز که به صورت مورب در آمده اند نیز بر پویایی این معاشقه، دامن زده است.


از لحاظ تکنیکی، این عکس می توانست با سرعت شاتر بالاتری گرفته شود به گونه ای که شاخ و برگ های کورگز در وضعیت ثابت تری فریز می شدند. همچنین، ادیت نرم افزاری جهت رنگ بندی گرم تر (به سوی سرخ) جهت طبیعی تر ساختن ناتورالیسم (naturalism) موجود در این عکس پیشنهاد می شود.

از هامون تا ارومیه؛ جوان سیستانی، به خودت بیای!

 

با تو ام، جوان سیستانی!

ناله های کورگزان کهن را می شنوی؟ درختان پیری که روزی استراحتگاه پدران غیور ات بودند، همان آزادگانی که تن به زبان بیگانه ندادند و هویت میهن ات را احیاء کردند ... ؟

سیستان تو را می خواند، فریاد بر می آورد، گرد و خاک به راه می اندازد، آخرین زبانه های سرکش اش را نیز سر می دهد، از تمامی هستی اش می گذرد، شاید تو به خودت بیائی!

هامون که خشک شد، تو چه کردی؟ جز آنکه امید به پیگیری های فلان مسئول داشتی؟ این است آن خون عیاری که در تو بر جای مانده؟

اشتباه نکن، نمی گویم شورش کن، نمی گویم گلوله بر آر، می گویم به خودت بیای! به حرمت تمامی این هزاره ها که پدران ات کوشیدند، به حرمت تمامی این صده ها که با دشواری ها جنگیدند، به حرمت همه این تلاش ها، تو هم کاری بکن!

 

شنیده ای دریاچه ارومیه به خشکی گرائیده است؟ هم میهنان آذربایجانی ات ساکت ننشسته اند، به پا خواسته اند تا این دریاچه را نیز به خشکی ننشانند؛ ارومیه و هامونی که روزی و روزگاری هر دو در فرهنگ زرتشت مقدس بر شمرده می شدند .

به خودت بیای، جوان سیستانی!

 

تصاویر حیات در هامون

با آبگیری هامون پوزک (بخشی از هامون) حیات دوباره به برخی از مناطق سیستان برگشت. هامون از سه بخش (هامون پوزک) هامون صابری و هامون هیرمند تشکیل می شود.

بازگشت زندگی به دریاچه هامون

دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه خزر و دریاچه ارومیه است. (البته بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران هست. )

بازگشت زندگی به هامون 1390

دریاچه از سه دریاچه کوچک تشکیل شده‌است که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند و دریاچه هامون را که تشکیل می‌دهند.

بازگشت زندگی به هامون 1390

هامون،علاوه بر اثرات مثبت طبیعی، اقتصادی واجتماعی، در دین زرتشت نیز تقدس خاصی دارد

دریاچه هامون 1390

جرشانجره

گالیلــــــــه سیـــــــــــــستان،

 روباه بالــــــــــــدار

و

ریشه یابی یکی از باورهای عامیانه مردم سیستان!

* * * * * *


ابوریحان بیرونی در فصل نهم از کتاب «آثارالباقیه» روایت عجیبی را به نقل از «ابوسعید سجزی (مهندس سیستانی و نخستین واضع نظریه خورشید مرکزی و گردش زمین به دور آن) » بازگو می‌کند که به‌رغم غرابت، شواهدی از پیشینه کهن‌تر آن در فرهنگ ایران در دست است.

بیرونی ضمن نقل حرکت مردی با ریش بلند که گِل قرمز به همراه داشته و مرد دیگرِ کوسه رو و خرسوار در گذرهای شهر شیراز، می‌گوید که "این روز «اَبسال وهار» نامیده می‌شود و پادشاهان کیانی آنرا «بهار جشن» می‌نامیده‌اند". بیرونی همچنین نقل می‌کند که "در آغاز این روز، «جرشانجره» ظهور می‌کند. آنان روباهان پرنده (در متن اصلی: «ثعالبٌ طیّارة») از زمان پادشاهان کیانی (که ملک آنان را سیستان می دانستند) هستند و خوشبختی آن روزگاران و شادابی زمان آنان به وجود این روبهان بود. آنگاه که اینان منقرض شدند، آنان نیز منقرض شدند".

 

 

در ادامه مطلب با مطالب شگفتی روبرو خواهید شد، با ما تا واپسین دم همراه باشید!

ادامه نوشته